طوفان بارسا و مشکل استاندارد پخش

دیشب سوپر لیگ اسپانیا از شبکه سوم سیما پخش شد و بازی زیبای بارسلونا نشان از سالی رویایی برای این تیم داشت. خصوصاً هت تریک مسی عجوبه آرژانتینی نشان داد که بازگشتش به لیگ اسپانیا بعد از فشارهای جام جهانی خوش یمن خواهد بود.

اما در این میان پخش عجیب این بازی نیز جالب توجه بود. می دانید که اخیراً سیستم پخش دیجیتال با استاندارد نسبت تصویر ۱۶:۹ در اروپا به ویژه برای پخش برنامه های ورزشی رایج شده است و بسیاری از شبکه های بزرگ تلویزیونی نیز استاندارد خود را در این زمینه تغییر داده اند.

اما در تلویزیون ایران استاندارد نسبت طول و عرض تصویر همان ۴:۳ است. این یعنی ناهماهنگی. خوب چه می توان کرد؟

راه حل اول کاری بود که دیشب شبکه سه انجام داد. یعنی پخش بخش مرکزی تصویر ۱۶:۹ روی تلویزیون های ۴:۳. این یعنی از دست دادن بیش از ۲۰ درصد تصویر. مثلا در بسیاری از صحنه های بازی دیشب توپ در صفحه تلویزیون دیده نمی شد! چ.ن در قسمت عریض صفحه قرار داشت.

راه حل دوم پخش کامل تصویر ۱۶:۹ در قاب ۴:۳ . کاری که شبکه ۵ سیما آن را در پخش برخی از برنامه هایش امتحان کرده بود. این کار باعث می شود که در بالا و پایین تصویر دو نوار مشکی دیده شود. درست مانند تماشای فیلم های سینمایی روی تلویزیون.

البته این رو شمزیتی هم برای دارندگا نتلویزیونهای عریض دارد چون می توانند با استفاده از امکان زوم بر روی تلویزیونهایشان این تصویر را به یک تصویر ۱۶:۹ تبدیل نمایند. البته با کمی افت کیفیت.

به هر حال امید وارم سیما راه حلی برای حل این مشکل انتخاب کند که بهینه باشد. به ظرم راه حل دوم بهتر است. اما برخی گمانه ها و اظهارات غیر مستند مبنی بر این است که دیلیر یا همان دستگاهی که باعث تاخیر در  پخش زنده می شود تا اعمال سانسور شود، نمی تواند از این فرمت پخش پشتیبانی کند که اگر این گونه باشد  احتمالا همان راه حل اول را استفاده می کنند.

پس باید صبر کرد و دید!

گمشده رمضان امسال

چند روزی است که از ماه بارک رمضان می گذرد و در این چند روز به هنگام افطار یک حس عجیب و ناشناخته مرا فرا می گرفت. نوعی گمشدگی خاص. 

اما امشب مشکل را فهمیدم. از شبکه دو به هنگام اذان، صدای ربنایی پخش شد که تقلید کودکانه ای بود از ربنای جاودانه استاد شجریان. اینجا بود که فهمیدم گمشده ام در این شبها صدای نازنین استاد و شور جاودانه اش در این آواز آسمانی بود. 

این قطعه آوازی که در دستگاههای قرآنی نزدیک به گوشه های ایرانی خوانده شده است از دستگاه رست نزدیک به  راست شروع شده و به عجم ، نزدیک به ماهور مدولاسیون می کند و شامل چهار دعای مشهور قرآن است که همگی با ربنا آغاز می شود.

بنا به گفته یکی از دوستان شاغل در سیما، پخش این دعا به تاکید ناظران پخش، از برنامه های امسال سیما حذف شده است که این امر با به مواضع استاد در اتفاقات بعد از انتخابات مربوط می دانند. به هر حال به عنوان یک دوستدار همیشگی صدای استاد از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدم. 

امید که لجبازی های کودکانه دوستان در سیما روزی به پایان برسد و لذت شنیدن این ربنای آسمانی بار دیگر نصیب ما شود.

رچارد نلسون فرای ایران شناس حقیقت گو

امروز برنامه ای از شبکه خبر پخش شد که در آن از دو نفر ایرانی مقیم خارج از کشور دعوت شده بود تا به همراه پرفسور فرای درباره ایران صحبت کنند. در مورد این برنامه می توانید به آدرس زیر رجوع کنید:

http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=56&nid=189241

اما سه نکته اساسی در صحبتهای پرفسور فرای بود که بد نیست به آن نظری بیفکنیم:

اولین نکته ای که دکتر فرای به آن اشاره کرد این بود که غربیان ایرانیان را عرب می شمارند. چون هر مسلمانی را عرب می دانند . حال آنکه حساب اسلام و اعراب جداست.

دوم اینکه فرای زنان را وارث فرهنگ ایرانی دانست و گفت به همین دلیل سخنان خود را با خانمها آقایان شروع کرده است. او اضافه کرد اهمیتی که ایرانیان برای زن قایل بوده و هستند با نقشی که زنان در اقوام عرب دارند قابل مقایسه نیست؟

و سوم اینکه او تمدن اسلامی را وام دار تمدن ایران می داند و اضافه کرد که کتابی نوشته ام به نام هنر اسلامی اما باید بگویم این هنر ها (اعم از معماری و موسیقی و ...) همه ایرانی است .

اما غرض از این صحبتها این بود که بیایید ببینیم که این سوء تفاهم از کجا ناشی شده است که غربیان هم ما را با اعراب اشتباه می گیرند؟

آیا سیاستهای تبلیغی کشورمان که ما را یک کشور اسلامی ایرانی معرفی می کند سبب ساز این امر شده است و یا شیطنت بیگانگان؟

بلاخره ما ایرانی اسلامی هستیم یا اسلامی ایرانی و یا فقط ایرانی؟

آیا ایرانی بودن کافی نیست؟ آیا اسلام جزیی از فرهنگ غنی ایران نشده است که باید آن را مجزا و با تاکید بگوییم؟

از این همبستگی یکطرف با اعراب به چه رسیده ایم جز ادعاهایی درباره جزایر سه گانه و خلیج مجعول ع ر ب ی

 اگر چه شخصاً اعتقاد دارم که انسان تا وقتی بر اساس اعتقادات و باورهایش عمل می کند، الزاماً نباید تصویرش در ذهن دیگران باشد . اما در صحنه بین الملل این تصویر می تواند جایگاه کشور را در معادلات جهانی جابجا سازد و باید به آن اهمیت داد.

در مورد زنان هم خود جمله فرای گویاست. 

و نکته آخر اینکه حرفهای فرای انگار خطوط قرمز تلوزیون را زیر پا گذاشته بود و مجری بیچاره مجبور بود سوالش را تغییر دهد تا آنچه را خود می خواهد از دهان فرای بیرون بکشد که فرای هوشمند 84 ساله به راحتی او را دور زد و حرفهایش را گفت.

در مورد فرای همین بس که آنقدر به ایران علاقه دارد که خواسته است تا بعد از مرگش در کنار زاینده رود دفن شود.

بیشتر می خواهید بدانید؟ به لینکهای زیر رجوع کنید:

http://fa.wikipedia.org/wiki/ریچارد_فرای

http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Nelson_Frye

 

همه اقوام من کار جدیدی از گروه رستاک

گل باغمی تو

رعنا میشه

گل گل

لیلا درو واکن

و...

تکه های آشنایی از موسیقی فولکلور این خاک هستند که در اثر تصویری جدید گروه رستاک خوانده می شوند. پس از شنیدن آلبوم صوتی این گروه و دیدن تبلیغات انتشار کار تصویری این گروه، بسیا منتظر بودم تا این کار را تهیه کنم. خوشبختانه این کار در سبکی جدید و به صورت عمومی و با قیمت ارزان عرضه شد.

شرحی از این آلبوم تصویری در ادامه مطلب!

ادامه نوشته

جان مریم هم رفت!

امروز شنیدم که خالق آثار ماندگاری نظیر جان مریم، جمعه بازار و شالیزار، محمد نوری نیز از میان ما رفت.

روحش شاد

برای مطلب بیشتر مراجعه کنید به:

fa.wikipedia.org/wiki/محمد_نوری

رپراتوار اپرای عروسکی مولوی

رپراتوار را می توان اجرای مجدد و تناوبی از آثار نمایشی ترجمه نمود. کلمه ای که از نظر بهروز غریب پور معادل فارسی ندارد. اما معنای آن هرچه باشد برای من فرصتی بود تا یکی از بهترین آثار شنیداری و دیداری ساخته شده در این سالها را بر روی صحنه ببینم.

 

آنچه در ادامه می آید شرحی است بر حظی که امشب از اجرای زیبای گروه عروسکی آران بردم

 

ادامه نوشته