در حال تماشای بازی ایران و ایتالیا هستم. والیبال قهرمانی جهان به میزبانی خود ایتالیا. دو گیم اول و دوم را به سختی باختیم . اما به قول آقای کارخانه ما مردان لحظات سخت هستیم.

گیم سوم را به راحتی بردیم و گیم چهارم یک گیم رویایی است. اوج هیجان. اول عقب افتادیم و بعد ۱۶ - ۱۲ جلو افتادیم. معروف،نظری و محمد کاظم عالی بودند. نادی اوج مدیریت و در کنار آنها زرینی.

حالا ۱۹- ۱۵ شدیم

اوج هیجان. ....

اما این بازی را ببریم یا ببازیم فرقی نمی کند. ما ایرانی ها مردان لحظات سختیم. بازی ایران و استرالیا را به یاد بیاوریم. و آن دقایق نفس گیر وقت اضافه را...

به قول گزارشگر رادیویی بازی و آقای کارخانه مربی سابق تیم ملی، کاش از اول اینجوری بازی می کردیم و قهرمان می شدیم حکماً

و یک نکته جالب. اول این بازی را از تلویزیون ایران دنبال می کردم و طبق معمول همه اش سانسور.

در ادامه، بازی را از کانال ایتالیا دنبال کردم و با کمال تعجب دیدم که ایرانی های آنجا هم با حجاب نسبتاً مناسب در ورزشگاه حضور دارند.

اما دلیل سانسور تصاویر هموطنانمان چه بود؟ معلوم است دیگر....مثل همیشه دستبند و پارچه های سبز بر دست و بازوی آنها بود....

هنوزم جلوییم: ۲۴- ۲۱

ای وای فقط یه امتیاز می خواهیم.....

واقعاً ایرانی ها ورزشگاه را روی سرشان گذاشتند. بچه ها متشکریم.....

و بالاخره با یک ماراتن ۲۸-۲۶ بردیم.

واقعا اگر از اول این طور بازی می کردیم چی می شد؟

 

پی نوشت:

ما بلاخره باختیم. اگرچه ست پنجم را هم خوب شروع کردیم. بگذریم. در نهایت هم با امتیاز شماری حذف شدیم. اما این بازی واقعاً ارزشش را داشت.

به قول خیابانی و آن جمله کلیشه ای اش: این باخت چیزی از ارزشهای بچه های ما کم نمی کنه!!

اما واقعاً این کجای فرهنگ ماست که اشکال داره که تا دیر نشه نمی جنبیم؟