یک حبه قند، فیلمی از رضا میرکریمی
رضا میر کریمی از آن دسته از کارگردانهایی است که با شنیدن اسمش بی تامل می توان فیلمش را برای دیدن انتخاب کرد. خصوصا وقتی اسم هنرمند خوش آتیه افشین هاشمی و البته باران کوثری در کنارش باشد.

میرکریمی را از زیر نور ماه شناختم. کاری بسیار زیبا و اندیشمندانه که روی لبه خطوط قرمز روحانیت حرکت می کرد و البه کارش را بسیار خوب می دانست. بعدترها بود که خیلی دور، خیلی نزدیک را دیدم. بازی زیبای مسعود رایگان و موسیقی جاودانه علیقلی که با تاثیر از مرگ برادر نوشته بود، صحنه های زیبای کویر را چنان زیباتر نمود که بارها در سینما گریستم.
سبک میرکریمی گرچه توسط دیگران تا حدی تقلید شد اما خودش نشان داد که در نمایش دراماتیک اتفاقات ساده زندگی حتی خودش را تکرار نمی کند. شاید برای نمایش همین توامندی هایش بود که فضای بسته یک آپارتمان را برای ساخت فیلم به همین سادگی انتخاب کرد. جایی که بازی زیبای خانم قاضیانی نمود کاملی پیدا کرد.
اما این فیلم که در یک دکور ساخته شد! خانه ای قدیمی را در بافت سنتی یزد نشان می دهد. با خانواده ای اصیل و سنتی که کلی دختر دارند و دامادهایی مختلف از روحانی تا زندانی آزاد شده که علایق مشترکی هم دارند. مثل فوتبال و گنج و مادرزن!

ازدواج پسندیده، دختر کوچک خانواده، محوریت اصلی داستان است. شادی در نیمه اول فیلم موج می زند و روح بیننده را تازه می کند و غم شیرینی که به عشق ختم می شود پایان فیلم را رقم می زند. نقطه عطف فیلم نیز چیزی نیست جز یک حبه قند!
صحنه های نوستالژیک فیلم گاهی به فیلمهای حاتمی فقید تنه می زند اما سبک روایی و ادبیات نقشها سبک خاص میرکریمی را از حاتمی جدا می کند و به آن شخصیت مستقلی می بخشد.
حضور بازیگرانی سرشناسی نظیر پورصمیمی، کیانیان،اصلانی، هدایت هاشمی و اصغر همت به همراه نگار جواهریان در کنار نامهایی نظیر ریما رامین فر نشان می دهد که میرکریمی در هدایت نامهای بزرگ نیز موفق است. البته بازی درخشان تک تک آنها در موفقیت فیلم نقش چشمگیری دارد.

تماشای این فیلم زیبا را که می توانست نماینده خوبی در اسکار برای کشورمان باشد که نشد، به همه دوستان توصیه می کنم.
در این وبلاگ صحبت از اندیشه های نو است همین!